ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

اخبار سایت

مصاحبه مجله کافه زندگی با دکتر احمد حلت

مصاحبه مجله کافه زندگی با دکتر احمد حلت

مصاحبه مجله کافه زندگی با دکتر احمد حلت چطور شد در دهه هفتاد با آن پیچیدگی‌ها و شرایط خاصش تصمیم به انتشار مجله موفقیت گرفتید؟

ـ چطور شد در دهه هفتاد با آن پیچیدگی‌ها و شرایط خاصش تصمیم به انتشار مجله موفقیت گرفتید؟

من همیشه با کلمه مخترع مشکل داشتم، می‌دانید چرا؟ چون این پیش‌فرض را تداعی می‌کند که اگر مخترع نبود، اختراعی هم صورت نمی‌گرفت، اما برعکس معتقدم که همه اختراعات در زمان‌ها و مکان‌های مخصوص به خودشان مقدر به آشکارشدن هستند و تنها کاری که مخترع انجام می‌دهد، این است که ایده و رویای آن را در سر می‌پروراند و ظهور و آشکارشدن و درواقع اختراع آن پدیده را با پایمردی و پیگیری‌هایش محقق می‌سازد. شاهد این موضوع هم آنکه امروزه بسیاری از قوانین ریاضی و فیزیک دواسمی هستند؛ یعنی دو شخصیت کاملا مستقل، در دو نقطه متفاوت از جهان، در زمانی تقریبا یکسان، به یک قانون واحد دست یافته‌اند.

«مجله موفقیت» هم چیزی شبیه این است. باید در روز تولدش، متولد می‌شد؛ یعنی در همان دهه هفتاد با همه پیچیدگی‌ها و شرایط خاصی که به آن زمان نسبت داده می‌شود، وقت تولد مجله‌ای شبیه موفقیت فرارسیده بود. کاری که من انجام دادم، پذیرش ریسک و یافتن جرات پروراندن این ایده در ذهن خودم و خلق این رویا ابتدا در خیالم و سپس پیگیری و مداومت خستگی‌ناپذیر برای تبدیل این رویا به واقعیت بود. اگر من موفقیت را به دنیا نمی‌آوردم، یکی دیگر این کار را می‌کرد. موفقیت منتظر بود تا فردی سختکوش و مصمم آن را آشکار سازد و به نظر می‌رسد که در آن زمان خاص قرعه به نام «احمد حلت» افتاد.

این ایده از مرحله فکر‌کردن تا اجرایی‌شدن چقدر طول کشید؟

به اندازه تمام سنم. موفقیت پاره‌ای از تن من است. بخشی از تقدیری است که برای آن وارد این دنیا شده‌ام. می‌دانید چرا؟ زیرا بعد از نشر اولین شماره مجله موفقیت، من دیگر نمی‌توانستم سراغ کارها و رویاهای دیگر بروم. ما با انتخاب‌هایمان از بین بی‌شمار جاده، یک راه و مسیر خاص را برمی‌گزینیم و با آن رشد می‌کنیم و هویت می‌یابیم. من و شما همین الآن حاصل جمع و در واقع برآیند همه تجربه هایی هستیم که تا الآن از سرگذرانده ایم. آن روز که در دبیرستان پشت میز نشسته بودم و معلم درس می‌پرسید و یکی از همکلاسی‌های من که درسش را خوب خوانده بود، صدایش می‌لرزید و طوری درس پس می‌داد که انگار چیزی بلد نیست، همان روز فهمیدم که باید یکی از راه برسد و این پیام را به همکلاسی‌ام برساند که می‌توان مانع از لرزیدن صدای شد و قدرتمندانه و عالی صحبت کرد.

ببینید! من آن زمان یک مقاله با پیام موفقیتی نوشتم، اما در ذهنم، امثال این اتفاقات از کودکی جرقه‌ای بود که بعدها، درکنار جرقه‌های قبلی و بعدی، تبدیل به شعله‌ای فروزان به اسم موفقیت شد.

حال می‌خواهم جمله‌ای بگویم و خیالتان را مشوش کنم و آن این است که من، احمد حلت، معتقدم که مجله موفقیت با همه موفقیت‌هایی که خلق کرده، بخشی از انباشته تجربیاتی است که قرار است فردا درکنار تجربه‌های جدید دیگری که سرراهم قرار می‌گیرد، به شکلی متفاوت، موجب تولد پدیده‌ای عالی‌تر شود که اسم آن پدیده، بعد از تولدش معنا خواهد یافت؛ اما اگر سال‌ها بعد کسی از من بپرسد ایده تولد این پدیده عالی و جدید از مرحله فکر تا اجرا، برای تو چقدر زمان گرفت، باز هم پاسخ خواهم داد به اندازه تمام عمرم!

چرا که ما آدم‌ها برآیند و حاصل جمع و نتیجه تفریق و ضرب و تقسیم تجربه‌های پیش از این خود هستیم و در هرلحظه در جایی هستیم که تجربیات ما تعیین می‌کند.

 از شرایط شماره‌های اول نشریه، سختی‌ها و گرفتاری‌هایش بگویید؟

مثل معروفی است که می‌گوید: «معما چو حل گشت، آسان شود!»

شاید باور نکنید، اما آن زمان یافتن یک چاپخانه خوب که رنگ‌ها را قاطی نکند یا یک تایپیست آشنا به نرم‌افزار تایپ فارسی زرنگار که آن روزها مرسوم بود، یک معضل سخت و دشوار به نظر می‌رسید. اما الآن این کار از آب‌خوردن هم ساده‌تر است.

شاید بتوانم بگویم مهم‌ترین مشکلی که در آن ایام وجود داشت، مشخص‌نبودن تعریف موفقیت و اصول روان‌شناسی مثبت‌نگر بود. خیلی‌ها مقالات موفقیتی را با نوشته‌های وهمی یا متافیزیکی اشتباه می‌گرفتند. یادم هست یکی از مشکلاتی که همیشه با آن مواجه بودم، تعریف مکرر اصول روان‌شناسی موفقیت و تفاوت آن با ایده‌ها و افکار توهمی و به‌اصطلاح، شبه‌علم برای دوستان و آشنایان و به‌خصوص نویسندگان مقالات موفقیت بود.

درهرحال باید بگویم که معما تا زمانی‌که حل نشود، مشکل به نظر می‌رسد و بخش عمده سختی‌ها و دشواری‌هایی که از سرگذراندم، فقط در زمان خود، بزرگ به نظر می‌رسیدند و الآن وقتی به آن دشواری‌ها نگاه می‌کنم، بی‌اختیار خنده‌ام می‌گیرد. دلیلش هم این است که با هم قدرتمندانه و درواقع قلدارانه از روی آن‌ها عبور کردیم و برایشان راه‌حل یافتیم و کاری کردیم که اکنون برای خودمان و بقیه کسانی که می‌خواهند این مسیر را بیایند، آسان به نظر برسد.

کجا احساس کردید که موفق شده‌اید و اصولا در این مسیر به آن ایده‌آل‌های خودتان رسیده‌اید؟

موفقیت یک جاده است، نه یک مقصد. موفقیت یک شیوه زندگی است، نه جایی که قرار است به آن برسیم! درواقع سبک زندگی، شیوه تفکر و حتی نحوه مدیریت هیجان‌ها، احساسات و کنترل رفتارهاست که میان افراد تفاوت ایجاد می‌کند. موفقیت کت و شلوار نیست که بپوشی و احساس کنی که صاحب آن شده‌ای، موفقیت یک روح است که وقتی وارد کالبد و جسم تو می‌شود، تو را از یک فرد معمولی به شخصی تبدیل می‌کند که در تمام عرصه‌های زندگی‌اش به کمتر از «موفق‌شدن» راضی نمی‌شود.

موفقیت را با معیارهای مالی و مادی نمی‌توان اندازه گرفت. به نظر من بهترین محک سنجش موفقیت فرد، خود اوست. درحقیقت میزان رضایتمندی فرد از خود و  زندگی‌اش و نیز میزان کیف‌کردن از لحظه‌لحظه زندگی، حتی وقتی در حال تلاشی سخت و دشوار است، موفقیت و سعادتمندی فرد را مشخص می‌کند.

خودم شخصا زمانی احساس کردم ساکن دنیای موفقیت شده‌ام که به‌جای تمرکز روی مشکلات، روی خلق راه‌حل‌ها متمرکز شده‌ام! وقتی شما به سطحی از اقتدار و توانمندی ذهنی و هیجانی و از همه مهم‌تر انسجام روانی برسید که به‌محض برخورد با مشکل، بلافاصله دنبال راه‌حلی برای عبور از آن بگردید، آن زمان حسی عمیق و عظیم از رضایتمندی و شادی و انبساط خاطر شما را فرامی‌گیرد که توصیف این کیف و حظ را فقط آن‌هایی درک می‌کنند که خودشان تجربه کرده باشند. این حس عمیق، همان حس موفقیت است.

در آن لحظات، چون روش یافتن راه‌حل را یاد گرفته‌ام، راه‌های رسیدن به ایده‌آل‌های خویش را شناخته‌ایم، درنتیجه می‌توانیم با رسیدن به هر رویا، رویای آرمانی جدیدتری را خلق و دنبال کنیم و این کاری است که در جاده موفقیت تا ابد ادامه خواهد یافت و این، همان تعریف موفقیت است.

بخشی از این مسیر به‌خاطر همراهی و همگامی مخاطبان با شما بوده، مخاطب چقدر در موفقیت مجله‌تان نقش داشته؟

شکی نیست همه آن‌هایی که در زندگی با آن‌ها برخورد می‌کنیم، بخشی از زندگی ما هستند. بدون تردید مخاطبان موفقیت، در خط‌دهی و تعیین مسیر مجله، نقشی تعیین‌کننده داشته‌اند. گاهی تیم تحریریه طی جلسات طولانی و با مشورت‌گرفتن از نخبگان به این نتیجه می‌رسید که وقتش رسیده تا مجله موفقیت ازلحاظ ساختار و محتوا تغییراتی جدی را تجربه کند، اما به‌محض اینکه کوچک‌ترین تغییری رخ می‌داد، خوانندگان و به قول شما مخاطبین مجله بلافاصله محکم و قاطع از ما می‌خواستند که به شکل و شمایل مجله محبوب آن‌ها دست نزنیم!

درواقع بعد ازجاافتادن مجله، کنترل ساختار و محتوا عملا دراختیار مخاطبان و یاران همیشه همراه مجله قرار می‌گیرد و این اتفاق هنوز هم دارد می‌افتد. درواقع، مخاطبین مجله حق وتوی انحصاری دارند.

البته بعضی دوستان از اینکه نمی‌توانند ایده‌های خلاقانه خود را در موفقیت اجرا کنند، ناراحت می‌شوند و معتقدند که باید به‌زور مذاق مخاطب را تغییر داد، اما من شخصا جزو کسانی هستم که اولویت را به مخاطب می‌دهم و معتقدم که مشتری چیزی فراتر از امپراتور است و باید به او و انتخاب‌هایش احترام گذاشت.

شما را آقای انرژی مثبت در ایران می‌شناسند، جدا از اینکه چقدر انرژی مثبت به دیگران داده‌اید، لطفا بگویید چقدر از مردم و مخاطبتان تاثیر گرفته‌اید؟

تعریف مثبت‌نگری و از همه مهم‌تر اجرای آن به‌صورت عملی در زندگی، آن هم در جامعه‌ای که همه منفی‌اندیشی را نوعی تفکر واقع‌بینانه و احتیاطی و درواقع نوعی زرنگی می‌دانند، کار سختی است. حتی با انسان‌هایی که به‌ظاهر مثبتند و مدعی مثبت‌گرایی هستند هم وقتی کمی صمیمی می‌شوی، می‌بینی باورهای زیرپوستی‌شان به‌سمت منفی گرایش دارد. حال تصور کنید در این فضا که منفی‌نگری به غلط ارزش محسوب می‌شود، فردی بخواهد از سبک زندگی مثبت‌اندیش‌ها صحبت کند. طبیعی است که با مقاومت زیادی روبرو می‌شود. اما من همیشه بر این اعتقاد بوده‌ام که زمانی انسان‌ها می‌توانند بر مشکلات و مسائل منفی زندگی شخصی خود غلبه کنند که نگاه خود را به‌سمت دنیای مثبت‌ها و راه‌حل‌های مثبت تغییر دهند.

من به‌ندرت مشورت می‌دهم، اما بعضی اوقات که دوستان و آشنایان از من مشاوره می‌خواهند، به آن‌ها می‌گویم  راه‌حل مشکل آن‌ها هرقدر هم که سنگین و پیچیده و منفی و باشد، درون وجود خودشان است و باید با مراجعه به تجربه‌های مثبتی که قبلا داشته‌اند، این راه‌حل مثبت را بازشناسی کرده و آن را از عمق وجود خود بیرون بکشند و با تکیه بر آن، از مشکلات و منفی‌ها عبور کنند. من درحال‌حاضر درحال نوشتن کتابی هستم که به موضوع «درمان سریع و کوتاه‌مدت متمرکز بر راه‌حل» می‌پردازد که جان کلامش همان است که گفتم.

همه آن‌هایی که توانسته‌اند راز و قدرت مثبت پنهان وجود خود را پیدا کنند، بعد از رسیدن به روشنایی، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به من گفته‌اند که تنها راه درست غلبه بر مشکلات، همین نگاه مثبت است و بس!

و انکار نمی‌کنم که شخصا، تصمیم‌ها و چرخش‌های مهم زندگی‌ام را از همین آدم‌های مثبت و غیرمنفی الهام گرفته‌ام.

رابطه بین احمد حلت و مجله موفقیت چگونه است؟ یعنی چقدر به هم اعتبار داده‌اید؟

زمانی احمد حلت بود و موفقیت نبود که در آن زمان حلت برای خودش اعتبار و شخصیت خاصی داشت. بعدها که موفقیت آمد و مخاطبان ازطریق نوشته‌ها، مقالات و ساختار مطالب به روحیه و افکار و دیدگاه‌های احمد حلت پی بردند، احساس کردم که دیگر نمی‌توانم در پوسته احمد حلت قدیمی بگنجم و باید متحول شوم و به تحولی که موفقیت در دیگران ایجاد می‌کند، بپیوندم؛ بنابراین در گذر زمان من هم پوست انداختم و رشد کردم و اکنون خیلی‌ها مرا با نام موفقیت می‌شناسند. بعضی از دوستان به خنده می‌گویند به انتهای فامیل من یک کلمه اضافه شده است و فامیل من «احمد حلتِ موفقیت» شده!

آن‌ها راست می‌گویند! و من به این موضوع افتخار می‌کنم. درواقع من با انتقال دیدگاه‌ها و ساختارهای جسورانه خودم موفقیت را به‌شکلی متمایز معرفی کردم و موفقیت هم درمقابل، کانالی برای معرفی باورها و رویاهای مثبت‌نگری شد و توانست قدرت‌بخش من و دیگر عزیزان باشد؛ مخصوصا به آن‌هایی که حقشان منفی‌نگریستن و حقیر‌شدن نیست. اگر می‌پرسید من و موفقیت چقدر به هم اعتبار داده‌ایم، باید بگویم خیلی و این خیلی چیزی نیست که بتوان وصفش کرد و اندازه‌اش گرفت.

جایگاه فعلی مجله موفقیت را بعد از دو دهه چگونه می‌بینید؟ ن

 

 

این مسیر، مجله موفقیت، تا کجا می‌تواند ادامه داشته باشد؟

بدون شک عصر مجلات کاغذی تمام شده یا به‌سرعت درحال پایان‌یافتن است. امروزه به یمن شبکه‌های اطلاع‌رسانی اینترنتی و موبایلی، مردم اطلاعات خاصی را که می‌خواهند، خیلی سریع، راحت و تقریبا رایگان در شبکه‌های اجتماعی پیدا می‌کنند.

اما در این شبکه‌ها هنوز دیدگاه‌های خاص و منسجم و پردازش‌شده کمتر به‌صورت رایگان و معتبر در دسترس است؛ البته به یمن پیشرفت‌های بسیار سریعی که در سیستم‌های جست‌وجوی مبتنی بر هوش مصنوعی درحال پیدایش است، دیر یا زود شما می‌توانید مطالب و مقالات خودتان مجله موردنظر خود را با چند کلیک ساده داخل تبلت و موبایل خود به صورت یک مجله الکترونیکی بریزید و از خواندن، دیدن، شنیدن و درک آن‌ها لذت ببرید.

بنابراین باید بگویم که مجله موفقیت الان در اوج خودش است و با توجه به نیاز شدید جامعه به مفاهیم موفقیتی هنوز هم با قدرت می‌تازد و به پیش می‌رود. اما باید واقع‌بین بود و نباید رشد سریع و غیرقابل مهار رسانه‌های الکترونیکی مبتنی بر وب و موبایل را انکار کرد.

همیشه به همکاران گفته‌ام که رقیب مجله موفقیت در دو دهه آینده یک مجله دیگر نیست. بلکه نسخه الکترونیکی یا اینترنتی یا موبایلی همین مجله است؛ بنابراین باید هم‌زمان با نسخه کاغذی، نسخه‌های الکترونیکی و دیجیتالی آن را نیز گسترش دهیم. این اتفاق با قدرت درحال رخ‌دادن است و به همین دلیل می‌توانم به جرات بگویم که موفقیت در آینده نیز همچنان مخاطبین شایسته و پرشمار خود را حفظ خواهد کرد.

 مخاطب امروز مجله و کلا مردم با شماره‌های اول چقدر دچار تغییر شده‌اند؟

تغییر بزرگی که در مخاطبین امروز مجله و اکثر کسانی که از روز اول با ما همراه بوده‌اند، رخ داده این است که تک‌تک آن‌ها احمد حلت شده‌اند. الان کافی است یک شبکه اجتماعی موبایلی محبوب مثل تلگرام را مرور کنید و ببینید که پر است از کانال‌های موفقیتی و الهام‌بخش و مثبت‌نگر ! و اکثر صاحبان و گردانندگان این کانال‌ها مخاطبان و در واقع مشتریان پر و پاقرص مجله موفقیت هستند. بزرگ‌ترین تغییری که در مخاطبان مجله رخ داده، این است که تک‌تک آن‌ها از حالت یک خواننده منفعل به یک تولیدکننده فعال و خلاق محتواهای موفقیتی تبدیل شده اند.

جایگاه امروز مجله نسبت به تصورتان در روزهای اول چند درصد رضایت شما را جلب کرده؟

تفکر صفر و یک و سیاه و سفید در این دنیا کارایی ندارد؛ چون چیزی به نام سفید مطلق وجود ندارد. من همیشه از کسانی که با آن‌ها کار می‌کنند می‌پرسم: «آیا با توجه به شرایط و امکانات موجود تمام سعی‌تان را کردید و هرچه را که از دستتان بر‌می‌آمد، انجام داده‌اید؟»

اگر پاسخشان مثبت بود، آنگاه می‌گویم پس این چیزی که الان درست شده و به‌دست‌آمده «بهینه‌ترین» است. بهینه‌ای که در شرایط و امکانات متفاوت‌تر، مسلما چیز دیگری بود. اما الآن بهترین گزینه است.

 از دید بهینه‌گزینی اگر به هر شماره مجله نگاه کنیم، باید بگویم که هر شماره در زمان خود بهینه ترین بوده است و به همین دلیل با وجود فاصله‌داشتن با محصول آرمانی و ذهنی‌ام، تک‌تک شماره‌های موفقیت را عالی می‌دانم.

در چند دهه گذشته تاثیرگذارترین اتفاق زندگی‌تان در حوزه رسانه، مجله و مخاطب چه بوده؟

ورود شبکه‌های اجتماعی به‌خصوص نسخه‌های موبایلی و به‌ویژه نرم‌افزار پیام‌رسان تلگرام!

 به نظر من تلگرام، تعریف رسانه و نشریه و انتقال پیام را به کلی متحول ساخته است.

موثرترین اقدام خودتان برای مردم ایران چه بوده؟

معرفی روان‌شناسی مثبت‌نگر و اصول روان‌شناسی موفقیت در حوزه‌های مختلف زندگی به فارسی‌زبانان.

شاید برای ما دشوار باشد که با توجه به ابعاد گوناگون موفقیت بخواهیم راز موفقیت را تجویز کنیم، اما دکتر حلت چکیده و خلاصه‌ موفقیت را چه می‌داند؟

بزرگ‌ترین راز موفقیت یک فرد دستیابی به توان و اقتدار جابجای نگاه از روی مسئله و مشکل به‌سمت راه‌حل و خلق جواب است.

در همه‌ این سال‌ها چیزی بوده که باید از شما سوال می‌شد و نشد؟ موضوعی که دکتر حلت دوست داشته باشد خطاب به مخاطبان پرتعدادش بگوید؟

دوست داشتم از من می‌پرسیدند: «طول نخ بادبادک رویاهای من چقدر است؟» و من جواب می‌دادم: «هر روز بیشتر از دیروز!»

حرف آخر؟

هر وقت کسی از شما پرسید: «حالتون چطوره» به کمتر از عالی رضایت ندهید.

تعداد بازدید: 6174 تاریخ بروز رسانی: شنبه 4 اردیبهشت ماه 1395
  ارسال به دوستان
امتیاز کاربران:

اشتراک گذاری

نظری ثبت نشده است

فرم ثیت نظر

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.