ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

سرمقاله

سرمقاله -مجله موفقیت شماره 382

سرمقاله -مجله موفقیت شماره 382

برادرم 16ماه از من بزرگ‌تر بود. خوب خاطرم هست که وقتی به کلاس اول رفتم و او بی‌تابی مرا کنار در کلاس دید که دلم می‌خواست همراه او باشم، از معلمش اجازه گرفت تا به صورت افتخاری انتهای کلاس آن‌ها بنشینم!........


مرگ گاهی ریحان می‌چیند

یاد خدا آرام‌بخش قلب‌هاست

برادرم 16ماه از من بزرگ‌تر بود. خوب خاطرم هست که وقتی به کلاس اول رفتم و او بی‌تابی مرا کنار در کلاس دید که دلم می‌خواست همراه او باشم، از معلمش اجازه گرفت تا به صورت افتخاری انتهای کلاس آن‌ها بنشینم! اگر چه همان سال به کمک خواهر بزرگ‌‌ترم در یک مدرسه ملی ثبت‌نام کردم، اما اگر کمک او نبود، موفقیتم در آن سال ممکن نبود. در مدرسه هم همیشه ما با هم مقایسه می‌شدیم؛ او برون‌گرا بود و حق خود را می‌گرفت و من خجالتی و آرام بودم. همیشه هم با او دعوا می‌کردند که باید مثل برادر کوچک‌ترش باشد؛ اما او هرگز از حمایت من در طول سالیان تحصیل دست برنداشت. برادرم، محمد، روح بزرگی داشت و در مقابل جفای یکی از نزدیکان، 30 سال سکوت کرد و به روی آن فرد نیاورد؛ اما بعد از خبر درگذشت فرزندش در یک تصادف رانندگی که 9 سال پیش رخ داد، دست از دنیا شست!

بدون تردید محمد پنجاه سال دانشجو بود؛ از سال‌های دبستان تا تحصیل در رشته‌های حقوق، فلسفه، ادبیات فارسی و ... و توانست چندین مدرک کارشناسی ارشد و دکترا بگیرد. همچنان هم تا روزهای آخر زندگی‌اش، وقتی مهر ماه می‌آمد، به کتاب‌فروشی می‌رفت و برای خودش چند جلد دفتر می‌خرید!

دکتر محمد حلت همیشه به فکر نیازمندان بوده و به‌قدری دل‌نازک بود و مهربان که هرگز برای خودش خرید خارج از عرفی نمی‌کرد و زندگی ساده‌ای داشت.

روح بزرگ محمد در این دنیا نمی‌گنجید و امروز که او سفر ابدی‌اش را آغاز کرده است، برایش آرامشی ژرف از جنس خدا آرزومندم. قدردان تمامی خوانندگان خوب موفقیت و دوستان و آشنایانی که با من همدلی کرده‌اند، هستم.

سبز و آرام باشید

احمد حلت

() یعنی مثبتاندیشی را چندبرابر کنیم

تعداد بازدید: 130 تاریخ بروز رسانی: سه شنبه 17 مهر ماه 1397
  ارسال به دوستان
امتیاز کاربران:

اشتراک گذاری

نظری ثبت نشده است

فرم ثیت نظر

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.